با سردبیر خبرگزاری در حال رایزنی بر سر مسائلی که یکی از آنها سپردن وقت بیشر برای روزنامه یاس نو بودیم که ناگهان یاس نو توقیف شد !
عاشقان
سرشکسته گذشتند،
شرمسار ترانه های بی هنگام خویش.
و کوچه ها
بی زمزمه ماند و صدای پا.
سوسن شريعتي زماني كه خبر لغو امتياز مجله " مردم و جامعه " را مي شنود مي گويد : " اميدوارم روي شما زياد و پوست شما كلفت باشد !"
بدون هیچ مقدمه ای اصل مطلب را می گویم : اگر قديسيني که کتاب « انجيل » مقدس را نوشته اند، زن بودند، در اين صورت ، اولين شب عصر مسيحيت را چگونه تعريف مي کردند ؟
قديسه ها خواهند گفت که حضرت جوزف اوقاتش تلخ بود . در طويله اي که نوزاد، مسيح کوچک، که در گهواره اي از کاه، مي درخشيد، همه مي خنديدند: مريم باکره، فرشته هاي کوچک ، چوپان ها ، بز ها، گاو و خر، مغ هايي که از شرق آمده بودند و ستاره اي که آنها را تا بيت اللحم هدايت کرده بود ، همه و همه مي خنديدند ، جز يکي، آنهم جوزف که غمگين، زمزمه مي کرد : « من دختر مي خواستم»!