حس دلتنگی ای که امروز داشتم درست مثل لحظه ای بود که روی صندلی هوا پیما نشسته بودیُ و هوا پیما در حال آمدن ُ و پریدن ! تو می آمدی ! شاید هم درست مثل لحظه ای بود که روی صندلی هوا پیما نشسته بودی ُ و هوا پیما در حال رفتن ُ و پریدن ! تو می رفتی ! خلاصه بگویم ات حس دلتنگی ای که امروز داشتم درست مثل لحظه هایی است که تو می آیی اما نمی مانی ، می روی اما باز هم نمی مانی !
اما این روزها هنوز نیامده و نرفته ، آمده و رفته حس دلتنگی به سراغم آمده . تو رفته بودی یا نرفته بودی ، آمده بودی یا نیامده بودی ، ولی حس دلتنگی ای که امروز داشتم درست مثل لحظه ای است که گویا حوالی همین روزهای نزدیک به گزارش هواشناسی باز خواهی آمد .