تبليغاتX
یادداشتهای یک ژورنالیست آماتور - Eduardo GALEANO
 

بدون هیچ مقدمه ای اصل مطلب را می گویم : اگر قديسيني که کتاب « انجيل » مقدس را نوشته اند، زن بودند، در اين صورت ، اولين شب عصر مسيحيت را چگونه تعريف مي کردند ؟

 قديسه ها خواهند گفت که حضرت جوزف اوقاتش تلخ بود . در طويله اي که نوزاد، مسيح کوچک، که در گهواره اي از کاه، مي درخشيد، همه مي خنديدند: مريم باکره، فرشته هاي کوچک ، چوپان ها ، بز ها، گاو و خر، مغ هايي که از شرق آمده بودند و ستاره اي که آنها را تا بيت اللحم هدايت کرده بود ، همه و همه مي خنديدند ، جز يکي، آنهم جوزف که غمگين، زمزمه مي کرد : « من دختر مي خواستم»!

 

+ نوشته شده در  ساعت 11:53  توسط حمید جعفری  |